آشنایی با مشهورترین رویکردهای درمانی در روانشناسی
آشنایی با مشهورترین رویکردهای درمانی در روانشناسی
سحر زمانیدر این مطلب رویکردهای روانکاوی، درمان وجودی، درمان شخص محور، گشتالت درمانی، رفتار درمانی، رفتار درمانی عقلانی هیجانی، شناخت درمانی، واقعیت درمانی و درمان مبتنی بر تحلیل ارتباط محاوره ای را برایتان شرح می دهیم. با مطلب ” مشهورترین رویکردهای درمانی در روانشناسی ” همراه باشید.

نزدیک به صد و پنجاه سال است که از اولین تلاش های وونت برای انجام تحقیقات روانشناسی در آزمایشگاه لایپزیک آلمان می گذرد. در آن زمان بود که پایه های علمی به نام روانشناسی در حال بنا شدن بود. طی این ۱۵۰ سال گذشته، پزشکان و پژوهشگرانی کنجکاو و ساختارشکن مانند فروید، یونگ، راجرز، رابرت الیس، اسکینر و بسیاری از دانشمندان سرشناس دیگر در این حوزه به میدان آمدند و با تدوین نظریه هایشان، رویکردهای درمانی موثری را ارائه داده اند که امروزه برای درمان اختلالات و مشکلات در زمینه سلامت روان از آنها استفاده می شود.

انواع رویکردهای درمانی در روانشناسی کدامند؟
اگر به دنبال این هستید تا با مشهورترین رویکردهای درمانی در روانشناسی که امروزه توسط روانشناسان استفاده می شود آشنا شوید، پیشنهاد میکنیم تا ما همراه باشید. در این مطلب به شرح این رویکردهای محبوب پرداختیم و از جزییات آنها برایتان گفته ایم.

چه رویکردهایی در روانکاوی وجود دارد؟
نام روانکاوی که به میان می آید همگی به یاد فروید بنیانگذار این رشته می افتند. فروید با کشف ناخودآگاه و قدم زدن در این ناحیه مخفی و دور از دسترس، توانست راه هایی را برای کاهش رنج انسان ها پیدا کند. به دنبال کارهایی که او انجام داد، دانشمندان دیگر نیز در این حوزه به میدان آمدند و نظریاتی را تدوین کردند که از مشهورترین رویکردهای درمانی در روانشناسی به شمار می روند.

زیگموند فروید دانشمندی است که انسان ها و اعمالی که انجام میدهند را در قالب یک ساختار شخصیتی قرار می دهد و رفتار آنها را از منظر این ساختار یعنی اید، ایگو و سوپرایگو تحلیل میکند. به اعتقاد او سایق ها که در بخش نهاد هر انسانی جای دارند، برانکیزاننده رفتار های آدمی هستند.

همانطور که گفتیم پس از فروید روانکاوان دیگری با به میدان گذاشتند و روانشناسی ایگو، روابط محملی و خود را توسعه و گسترش دادند که هرچند تفاوتهایی با یکدیگر داشتند اما رویکرد درمانی همه ی آنها به سمت ناهشیار انسان معطوف بود.

در این رویکرد درمانی، رویاها نقش مهمی را بازی می کنند و به عنوان شاهراهی برای ورود به سرزمین ناهشیار قلمداد می شوند. هدف این درمان کسب بینش از انگیزه های ناهشیار انسان هاست که به آنها کمک می کند دردها و رنج هایشان را از طریق این آگاهی التیام بخشند.

انجام تداعی آزاد، بیان و تفسیر رویاها، شناسایی انتقال و انتقال متقابل از جمله فنونی است که توسط روانکاوان در جلسات روان درمانی استفاده میشود.


فروید

در روش تداعی آزاد مراجع هرآنچه به ذهنش می رسد را بیان میکند. روانشناسان از طریق تداعی آزاد هر آنچه در ذهن انسان می گذرد را کشف میکنند و عناصر ناهشیار را از میان خاطرات، افکار و تخیلات فرد بیرون می شکند و به حوزه آگاهی می آورند.

فروید معتقد بود آرزوها، ترس ها و نیازها و خاطرات نامقبول را تنها می توان از راه رویاها و تفسیر آنها کشف کرد. به همین خاطر این فن یکی از فنون مورد علاقه روانکاوان است.

شناسایی انتقال و انتقال متقابل از دیگر مواردی است که در جلسات روان درمانی صورت می گیرد. رابطه ای که بین مراجع و درمانگر شکل می گیرد، از اهمیت بالایی برخوردار است. در این روابط ممکن است مراجع روابط قبلی خودش را مانند رابطه با والدین و سرپرستان در ارتباط با درمانگر خود تکرار و مرور کند. شناسایی این نوع انتقال و تفسیر آن از موثرترین روشها برای کمک به مراجعان است.

نکته جالب اینجاست که این اتفاق ممکن است برای درمانگر نیز رخ دهد که آن را انتقال متقابل می نامند. روان درمانگر با آگاهی به فرآیند انتقال مقابل و درمان آن میتواند فرایند درمان مراجع را به خوبی مدیریت کند.

رویکردهای درمانی که د روانکاوی استفاده می شوند برای اینکه موثر واقع شوند، عموما به صورت بلند مدت اجرا خواهند شد. به عنوان مثال ممکن است درمان مراجعان ۳ تا ۸ سال زمان نیاز داشته باشد.

در ادامه به شرح دو رویکرد روانکاوانه دیگر به نام های تحلیل و درمان یونگی و درمان آدلری خواهیم پرداخت.

تحلیل و درمان یونگی
تحلیل و درمان یونگی یکی از مشهورترین رویکردهای درمانی در روانشناسی به شمار می رود. یونگ هم مانند فروید به عناصر ناهشیاری که در اذهان آدمی جاری است، علاقه مند بود اما مانند او تنها به جنبه های امیال پرخاشگرانه و جنسی نگاه نمی کرد. نگاه یونگ به انسان نگاهی یکپارچه بود. این دانشمند در جایی نقل میکند ترجیح می دهم کامل باشم تا اینکه خوب باشم. یعنی همه ی جنبه های انسان را برای سلامت روان او لازم می دانست.

کارل گوستاو یونگ در مسیر تدوین نظریه اش مفاهیم جالبی را کشف کرد. او در این راه، با کهن الگوهایی که انسان ها سالیان سال است به صورت ناهشیار بر اساس آنها رفتار میکنند، برخورد کرد و سعی کرد تا آنها را بشناسد. در نهایت او دسته بندی برای این کهن الگوها در نظر گرفت که سایه، پرسونا، خود و آنیما و آنیموس از مطرح ترین آنها هستند. هر کدام از این کهن الگوها وجهی ااز انسان را به نمایش میگذارد که ترکیبی از خوبی و بدی و سیاهی و سفیدی است و در آنها چیز مطلقی وجود ندارد.

هدف زندگی از نظر یونگ تفرد بود و روش درمانی اش را نیز بر همین مبنا پیش می برد. از نظر او آگاهی یافتن از نقاط قوت و ضعف به انسان ها کمک می کند تا با واقعیت روانشناختی شان آشنا شوند و این ویژگی ها را در هم ادغام کرده و در نهایت به یکپارچگی دست پیدا کنند.

پیروان یونگ و یا به اصطلاح تحلیلگران یونگی امروزه برای درمان مراجعان خود دست به تشخیص آرکتایپ شان می زنند و آنها را از قدرت هایی که در درونشان وجود دارد، با خبر می سازند. این روان درمانگران در این مسیر به رابطه درمانی اهمیت زیادی می دهند. آنها نیز همانند دیگر روانکاوان از رویاها و تفسیر آن برای درک بهتر انگیزه های ناهشیار افراد استفاده می کنند.

تحلیلگران یونگی برای هشیار کردن فرایند های ناهشیار به فنون خلاقانه دیگری مانند رقص درمانی، حرکت درمانی، شعر و کارهای هنری نیز روی آورده اند.

مدت زمان درمان در این رویکرد بسته به نیازهای مراجعان متفاوت است. گاه ممکن است در کمتر از یکسال و گاه به مدت چند سال فرآیند درمان زمان ببرد.

درمان آدلری
آلفرد آدلر برخلاف سایر همکارانش بر اجتماع و علاقه اجتماعی افراد تاکید بسیار دارد. از نظر او میزان علاقه اجتماعی افراد از فاکتورهای اصلی سلامت روانشان به شمار می رود. این روانکاو به دلیل دوران سخت کودکی که داشته و مریضی های جسمانی که تجربه کرده است و همچنین احساس حقارتی که همواره با او بود، مبنای نظریه اش را بر همین اساس قرار داده است.

او گرچه اختلاف های عمیقی با فروید دارد اما در این مورد که شخصیت انسان در ۵ سال اول زندگی اش شکل می گیرد با او هم نظر است. تفاوت عمده او با فروید در این است که فروید انسان ها را مانند ماشینی فرض می کند که گرفتار جبر هستند و نمی توانند تغییری به وجود بیاورند. اما آدلر یک من خلاق برای انسان ها در نظر می گیرد و می گوید در صورت آگاهی یافتن، فرد می تواند سبک زندگی اش را تغییر دهد.

هدف نظریه درمانی آدلر به تغییر سبک زندگی افراد منتهی می شود. آدلر و پیروانش بر این باورند که اگر سبک زندگی فرد تغییر کند و از دریچه جدیدی به زندگی بنگرد از رنج هایش کاسته خواهد شد.

پیروان آدلر مانند دیگر روانکاوان بر رابطه درمانی تاکید بسیار دارند و آن را از فرایند های مهم روان درمانی می دانند. آنها از طریق خاطرات گذشته افراد و رویا ها سبک زندگی او را مشخص می کنند و به اشتباهات بنیادینی که زندگی فرد را دچار سختی کرده دست پیدا می کنند. سپس از طریق فنونی مانند سوال کردن، فن تکمه ای، قصد متناقض و … به درمان مراجعانشان می پردازند.

درمان آدلری جزو درمان های کوتاه مدت در روانشناسی محسوب میشود.پیروان آدلر این ادعا را دارند که کمتر از شش می توانند مراجعان را درمان کنند.

درمان وجودی چیست؟
درمان وجودی به عنوان یکی از مشهورترین رویکردهای درمانی در روانشناسی شناخته می شود. نگاه وجودی یا اگزیستانسیال به روش های درمانی روانشناسی از دل فلسفه برآمده است. فلسفه ای که به اصل وجود انسان می پردازد و دغدغه ها و اضطراب های وجودی را به میان می آورد. این نوع روان درمانی عمدتا به مضامین مهم زندگی میپردازد تا یک رشته فنون و روش برای درمان. رواندرمانی وجودی برخواسته از فلسفه نیچه، هایدگر و سارتر است که اساسا رنج را از مفاهیم اصلی زندگی می دانستند.

ویکتور فرانکل، لودویگ، بینسوانگر، مدارد باس، رولو می و اروین یالوم از چهره های شاخص این سبک از درمان هستند. اکثر روان درمانگران وجودی پیشینه ای روانکاوانه دارد که در نگاه ژرف تر نسبت به مسائل زندگی به آنها کمک می کند.

در این نوع روان درمانی پاسخ به پرسش های بنیادی من که هستم و از کجا آمده ام و به کجا می روم در اولویت است و همواره در خصوص مضامینی مانند عشق، مرگ، زندگی، تنهایی و تعالی نفس صحبت در میان است.

اصالت هدف نهایی روان درمانی وجودی است . در این سبک مراجعان می فهمند که باید در زندگی اصالت کامل داشته اند. همچنین راه و روش اینکه چطور ظرفیت های بالقوه خودشان را به بالفعل تبدیل کنند، می آموزند. در واقع در این جلسات آنها به دنبال چرایی زندگی شان هستند تا چگونگی اش را یاد گیرند.

معنادرمانی از دل این رویکرد بیرون آمده است و ویکتور فرانکل بنیان گذارش بوده .در این نوع درمان مراجعان معمولا در کمتر از چند ماه درمان میشوند.

درمان شخص محور از چه می گوید؟
کارل راجرز درمان شخص محور را با نگاهی مثبت به انسان ها مطرح کرد. در خصوص این نوع درمان او می گوید انسان ها در مسیر رسیدن به خودشکوفایی حرکت می کنند.

از نظر راجرز همدلی، همخوانی و توجه بی قید و شرط از جمله موارد مهم در جلسات درمانی به شمار می روند. او تاکید دارد که رابطه درمانی مهمترین بخش در جلسات به حساب می آید و بعد از یک رابطه درمانی موثر مشاور تنها می تواند با همدلی کردن با مراجع و پذیرش بی قید و شرط او مسیر درمان را به درستی پیش ببرد و مراجع خود در این مسیر به خودشکوفایی دست پیدا کند.

در این بین رواندرمانگر نیز باید از شخصیتی همخوان برخوردار باشد تا مراجع به او اعتماد کند. مراد از شخصیت همخوان شخصیتی است خالص که قصد کلک زدن مراجع را ندارد.

اهداف این نوع درمان را مراجع تعیین می کند و نه درمانگر. درمانگر به افراد کمک می کند تا به همخوانی و خودپذیری دست یابند و از این طریق در مسیر خواسته هایشان قدم بردارند. در واقع رواندرمانگر به مراجع کمک می کند تا همان کسی باشد که واقعا هست. رواندرمانگران این سبک عمدتا پیرو درمان های کوتاه مدت هستند.

گشتالت درمانی یعنی چه؟
گشتالت درمانی درمانی است که برخلاف رویکردهای روانکاوانه که در جست و جوی گذشته افراد هستند، به زمان حال و در لحظه بودن تاکید دارد. تجربه هیجانات و احساساتی که در لحظه بر انسان ها جاری می شود، از مهمترین فاکتورهای این رویکرد درمانی است. گشتالت درمانی نیز یک رویکرد وجودی است و به مسئولیت پذیری فرد در قبال خود و اعمالش تاکید دارد.

در گشتالت درمانی، کلیت مراجع در نظر گرفته می شود و او را چیزی بیشتر از جمع رفتارهایش در نظر می گیرند.
هدف نهایی در این رویکرد درمانی افزایش خودآگاهی فرد و آگاهی درباره دیگران و محیط است که موجب کمال و یکپارچگی فرد می شود.

روش درمانی گشتالت درمانی که از مشهورترین رویکردهای درمانی در روانشناسی است، محدودیت زمانی ندارد و بسته به نیاز مراجع، تعداد جلسات مشخص می شود.

روش های رفتار درمانی کدامند؟
رفتار درمانی یکی دیگر از مشهورترین رویکردهای درمانی در روانشناسی است. رفتار درمانی روشی کاملا ساختارمند و مکانیکی است که در انسان بر اساس روش های شرطی سازی تغییر ایجاد می کند. این روش کاملا ساختاری مبتنی بر علم دارد. در رفتار درمانی به جای اینکه به ریشه مشکل پرداخته شود، علائم بیرونی درمان می شود. در واقع حرص شاخه ها نسبت به بازیابی ریشه ها در اولویت است.

دانشمندان این حوزه بر این باورند که با تغییر رفتار میتوان افکار را نیز تغییر داد. رفتار درمانگرها برای برطرف کردن مشکلات مراجعان از اصولی مانند تقویت، خاموشی، شکل دهی و الگو برداری که از اصول شرطی سازی هستند استفاده می کنند.

ایوان پاولوف، بی. اف. اسکینر و آلبرت بندورا از دانشمندان سرشناس این رویکرد هستند که نظریاتی را در این حوزه تدوین کردند.

این رویکرد برای کاهش اضطراب و ترس از موقعیت های اجتماعی بسیار کاربرد دارد.

رفتار درمانگران از روشهای مانند حساسیت زدایی منظم، غرقه سازی های تجسمی، فنون الگوبرداری برای تغییر رفتار و کاهش ترس ها و اضطراب مراجعانشان استفاده میکنند.

در روش حساسیت زدایی منظم درمانگر قدم به قدم مراجع را با ترسی که در حال تجربه آن است، مواجه می کند. غرقه سازی تجسمی در مقابل حساسیت زدایی منظم قرار دارد و مراجع به صورت ناگهانی با عوامل ترس مواجه میشود.

در فنون الگوبرداری که از دل نظریه آلبرت بندورا برآمده است، مراجع برای یادگرفتن رفتاری، الگویی را مورد مشاهده قرار می دهد و به یادگیری رفتار او می پردازد و سپس با تقویت و سایر روش ها این رفتار در او درونی میشود.

مدت زمان درمان در این رویکرد نیز بستگی به نوع مشکل مراجع دارد. گاهی بعضی از ترس ها و اضطراب ها ریشه ای هستند و نیاز به مدت زمان بیشتری برای کاهش آنها وجود دارد.

رفتار درمانی عقلانی هیجانی چیست؟
حاصل نارضایتی آلبرت الیس از روانکاوی، نظریه رفتار درمانی عقلانی و هیجانی بود. الیس روانشناس بالینی بود که به دنبال روش راحت تری برای تغییر درمان بخش می گشت. در این مسیر او به جنبه های شناختی، رفتاری و هیجانی انسان ها توجه بسیار نمود و رویکردی را بر همین مبنا پایه گذاری کرد.

اساس نظریه درمانی الیس را مدل ABC تشکیل می دهد که از این مدل در شناخت و تغییر شخصیت استفاده می شود. در واقع A رویدادی است که اتفاق افتاده، B باور مراجع نسبت به رویداد است و C رفتاری و هیجانی است که مراجع نسبت به رویداد نشان داده است. به اعتقاد الیس اگر مرحله B که باور فرد است نسبت به رویداد تغییر کند، رفتار او نیز تغییر خواهد کرد.

در واقع الیس بر خلاف رفتارگرایان، تغییر رفتار را معلول تغییر افکار میداند. باورهای نامعقول که تشکیل شده از بایدها و نبایدها هستند، نقش پررنگی در رویکرد درمانی الیس دارند. پیروان این نظریه برای درمان مراجعان بر روی باورهای آنان کار میکنند. در واقع این رویکرد رنگ و بویی از رویکرد درمان آدلری دارد و به دنبال تغییر سبک زندگی مراجعان است. سبک زندگی ای که از مجموعه از باورها نسبت به خودشان و دنیا تشکیل شده است.
این رویکرد اساسا روش درمانی کوتاه مدتی دارد و مراجعان را ظرف ۵ تا ۱۲ جلسه درمان می کند.

در شناخت درمانی چه کارهایی انجام می شود؟
در مطلب ” مشهورترین رویکردهای درمانی در روانشناسی” میرسیم به رویکرد شناخت درمانی. شناخت درمانی رویکردی که توسط آرون بک پایه گذاری شد و از دل آن نظریات متفاوتی بیرون آمد که اکنون جزو پرطرفدارترین رویکردهای درمانی به شمار می روند. در این نوع رویکرد درمانی به افکاری که انسان از آن بی خبر است توجه می شود و سعی بر این است تا طرحواره ها و تحریف های شناختی شناسایی شوند. با شناسایی این دو به فرد کمک می شود تا به تغییر در نظام اعتقادی که تاکنون به او آسیب زده است، بپردازد.

شناخت درمانی روشی تکلیف محور است. درمانگرها در طی جلسات به مراجعان کمک می کنند تا اعتقادات تحریف شده خود را شناسایی کنند و روش هایی را برای تغییر آن پیدا کنند. مراجعان فرا می گیرند که در مابین جلسات به پیدا کردن اعتقاداتی که برایشان مشکل آفرین بوده بپردازند و با انجام تمریناتی مثل نوشتن انها را تغییر دهند.

بسیاری از رویکردهای شناختی رفتاری هیجانی مطرح امروز مانند طرحواره درمانی و CBT از این رویکرد برآمده اند و در حال حاضر بسیار مطرح هستند.

در این رویکرد از طرحواره های شناختی و تحریف های شناختی به عنوان کلید واژه اصلی نظریه های شناختی استفاده می شود. اما این دو به چه معنایی هستند؟

طرحواره های شناختی تشکیل شده از طرز فکر و باورهای ما نسبت به رویدادها و اتفاقات زندگی است. این طرحواره ها در زمان کودکی شکل گرفته اند و مانند عینکی برای دیدن دنیا برای ما عمل می کنند. گاه این طرحواره به دلیل اینکه تشکیل شده از باورهای نامعقولی هستند به خوبی عمل نمی کنند و باعث ایجاد افسردگی و اضطراب در انسان ها می شوند.

حال که صحبت از باورهای نامعقول شد به بحث تحریف شناختی میرسیم. در تحریف شناختی فرآیند فکری افراد دچار خطاهای استدلالی می شود و افراد براساس تفکرات دو مقوله ای یعنی سیاه و سفیده دیدن همه چیز، مشاهده گزینشی یعنی ندیدن همه واقعیت، استنباط دلبخواهی یعنی نتیجه گیری هایی که شواهد آنها را تایید نمیکند، فاجعه سازی یعنی اغراق در مورد رویدادها، تعمیم افراطی ، برچسب زدن، و شخصی کردن فکر و رفتار می کنند.

شناخت درمانگرها در این رویکرد به دنبال این هستند تا با مراجعان در زمینه شناسایی الگوهای فکری و رفتارهای که مانع تحقق هدف هایشان می شود، همراهی و کمک کنند. در این بین طرفداران این رویکرد تحریف های شناختی را تشخیص داده و به تغییر آنها می پردازند. این رویکرد درمانی معمولا بین ۱۲ تا ۲۰ جلسه برای درمان اختلالاتی مانند افسردگی و اضطراب زمان می برد.

واقعیت درمانی چگونه به درمان انسان ها می پردازد؟
همانطور که از نام واقعیت درمانی پیداست به دنبال واقعیت است و بر نظریه کنترل مبتنی است. در این رویکرد مردم مسئول زندگی، اعمال ،احساس و رفتارشان هستند. ویلیام گلسر بنیان گذار واقعیت درمانی است. او نیز مانند الیس از روانکاوی دل خوشی ندارد و از نظر او این رویکرد به انسان یاد نمی دهد که مسئولیت رفتارشان را بپذیرند بلکه آنها را تشویق می کند تا به گذشته برگردند و دیگران را سرزنش کنند.

در واقعیت درمانی نیازهای مراجعان از طریق کنترل انتخاب ها ارضا می شود. درمانگران این سبک برای حل مشکلات مراجع از فنونی مانند پرسش، مثبت بودن، شوخی، رویارویی و فنون تناقضی کمک می گیرند. هدف نهایی این درمان این است تا به مراجعان کمک کند نیاز روانشناختی خویش به تعلق خاطر قدرت، آزادی و تفریح را مسئولانه و به نحو رضایت بخشی ارضا کنند.

در درمان مبتنی بر تحلیل ارتباط محاوره ای چه اتفاقی می افتد؟
بارها نام کودک، والد و بالغ را در کتابهای روانشناسی، جلسات مشاوره و حتی در فیلم ها شنیده ایم. نظریه اریک برن که بر اساس روابط بین این سه بخش بنا شده و ایده آن از نظریه فروید و ساختارهای شخصیت او به نام اید، ایگو و سوپرایگو گرفته شده است.


اریک برن

در این رویکرد، اساس درمان بر تحلیل ساختی شخصیت پیش میرود و در آن حالت های کودک و والد و بالغ در موقعیت های مشکل آفرین شناسایی می شود. این روش به مراجع کمک می کند تا نحوه ارتباطاتی که با دیگران دارد را بهتر درک کند و آگاه شود در کدام یک از حالت های من قرار گرفته است. اگر افراد به حالت های من خود آگاه باشند می توانند الگوهای رفتاری آن را شناسایی کنند و رفتار درست را در موقعیت های چالش انگیز انتخاب کنند.

هدف این نوع درمان تقویت من بالغ است و در پی آن است که من بالغ را از تاثیرات مخرب من والد و کودک رهایی دهد تا با واقعیت روبه رو شود و براساس آن تصمیم گیری کند.

در دل هر کدام از رویکردهای درمانی وجه مشترکی وجود دارد؛ راهنمایی به انسان ها برای حل مشکلات و کمک به پذیرش رنج هایی که توان حل آن را ندارند است. همه ی این رویکردها بسته به نوع مشکلی که افراد در حال تجربه آنها هستند، می توانند کمک کننده باشند. امیدواریم از مطالعه مطلب ” مشهورترین رویکردهای درمانی در روانشناسی” لذت برده باشید.